به روز شده در: ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۰:۰۶
کد خبر: ۳۶۹۴۱
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۰ - ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۱ - 2022 May 13
گفت و گوی «گذار نیوز» با برزو حق شناس؛ تحلیلگر بازارهای مالی
حق شناس گفت : افزایش حجم نقدینگی، زنگ خطر را برای ما به صدا در می آورد. چرا که ضریب فزاینده پولی و رشد پایه پولی، بالای 8 است.

گذار نیوز- در حالی که بانک مرکزی با افزایش تورم، اعلام نرخ تورم را از آذر 1397 متوقف کرد و فقط مرکز آمار ایران، نرخ تورم را اعلام می کرد، به ناگاه در اوایل سال 1401، مقامات بانک مرکزی اعلام کردند که نرخ تورم سالیانه از 59 درصد دوازده ماهه منتهی به شهریور 1400 به 46 درصد در دوازدهه ماهه منتهی به اسفند 1400 کاهش یافته است.

با این حال، حذف ارز 4200 تومانی در سال 1401 و افزایش آن به حدود 25 هزار تومان، شوک جدیدی به اقتصاد وارد می کند و برخی تحلیلگران و کارشناسان، نسبت به وقوع «اَبَرتورم» هشدار می دهند. این در حالی است که سیدابراهیم رئیسی، به عنوان رئیس دولت به طور مکرر اعلام کرده که وضعیت اقتصادی کشور بهتر شده.

در ارتباط با همین مباحث، «گذار نیوز»، متمرکز بر بررسی تبعات حذف نرخ دلار 4200 تومانی، احتمال وقوع اَبرتورم و همچنین مدیریت سرمایه در شرایط فعلی اقتصادی کشور، با «برزو حق شناس»  (تحلیلگر بازارهای مالی)، گفت و گو کرده است.

*****

 

*در حال حاضر در اواسط دومین ماه سال 1401 هستیم که اولین سال قرن جدید است. وقتی که شاخص های مختلف اقتصادی را بررسی می کنیم این شاخص ها، وضعیت اقتصادی کشور را به ما نشان می دهند.

جنابعالی به عنوان مشاور مالی و صاحب نظر در حوزه مدیریت سرمایه، وضعیت بازارهای مختلف و شاخص ها را چطور ارزیابی می کنید و اوضاع ما چگونه است؟

 

-در مورد کلیّت اقتصاد باید بگویم ما یک تورم داشتیم که دولت در اواخر سال 1400 ادعا می کرد آهسته آهسته روند رشد آن کاهش داده است. البته کاهش دادن روند رشد تورم، به معنای نیست که تورم نداشته باشیم.

این که با چه ابزارهایی این کار را انجام داده اند یک بحث است ولی بی انضباطی پولی و خلق نقدینگی، همچنان ادامه دارد. بر اساس آخرین آمار که مربوط به سال 1400 است، حجم نقدینگی به 4800 هزار میلیارد تومان رسیده است.

افزایش حجم نقدینگی، زنگ خطر را برای ما به صدا در می آورد. چرا که ضریب فزاینده پولی و رشد پایه پولی، بالای 8 است. تورم فروردین 1401 هم، یک چیز عجیب و غریب شده و یک رکورد تاریخی زده. این وضع، نشانگر این است که ادعای دولت، درست نبوده است. اگر کاهشی هم در رشد تورم داشته ایم ولی چون تورم نقطه به نقطه در حال افزایش است، تورم سالیانه را نیز بالا خواهد بُرد.

ضمن این که ما یک تورم جهانی نیز، در حوزه کامودیتی ها و خصوصاً مواد غذایی داشته ایم و جنگ روسیه و اوکراین، این تورم را تشدید کرد و به آن دامن زد. الان آهسته آهسته این تورم جهانی، وارد اقتصاد ما می شود، یعنی ما باید در نظر بگیریم که علاوه بر تورمی که در داخل کشور داریم، تورم جهانی هم وارد اقتصاد ما می شود.

دولت، در این بین، ارز 4200 تومانی را حذف کرد، اما این کار، یک تورم مضاعف به اقتصاد ما تحمیل می کند. از آن طرف، دولت مبنای محاسبه عوارض گمرکی را از نرخ دلار 4200 تومانی، تا نرخ دلار نیمایی (نظام یکپارچه معاملات ارزی) بالا بُرد.

البته این دو اقدام آخر، اقدامات درستی هستند ولی جا داشت با توجه به وضعیتی که در حوزه مواد غذایی در دنیا پیش آمده، یک تجدیدنظر می کردند یا این که به صورت پله ای، این کار را انجام می دادند، یعنی یکباره از نرخ دلار 4200 تومانی به نرخ نیمایی تغییر نمی دادند.

به هر صورت می شد این افزایش نرخ دلار را به صورت پله ای انجام داد، یعنی امسال یک مقدار بالا برد و در مدت دو، سه سال این کار را انجام داد تا فشار شدیدی روی اقشار آسیب پذیر جامعه وارد نشود.

این افزایش تدریجی و پله ای، انجام نشده ولی ما همیشه مدافع این بوده ایم که ارز 4200 تومانی حذف شود. چون به شدت فساد زا بوده و رانت ایجاد می کند. از طرف دیگر، ما بارها گفتیم که حذف ارز 4200 تومانی، برای اقشار کم درآمد تبعات دارد. ما هشدار دادیم که اگر قرار است این کار انجام شود مخصوصاً در حوزه دارو، باید در زمینه سیاست های حمایتی تصمیمات درستی اتخاذ شود.

 

*جنابعالی می گویید ما تورم داریم و رشد نقدینگی ادامه دارد. بر اساس اطلاعات منتشر شده، در کُل سال 1400 نرخ رشد نقدینگی 39 درصد بوده که بی سابقه است. از طرفی، شما می گویید نرخ ارز 4200 تومانی فساد آور بوده است...

 

-بحث ارز 4200 تومانی یا ارز ترجیحی، با بحث رشد نقدینگی، متفاوت است. چرا که رشد نقدینگی، حاصل بی انضباطی دولت بوده و حاصل این است که دولت پول چاپ می کند. دولت آقای رئیسی اعلام کرد که این کار را انجام نمی دهد و آمارها نیز، همین موضوع را نشان می داد.

با این حال، ما همان موقع هشدار دادیم که دولت به صورت دیگری، این کار را انجام می دهید. چون دولت ، اوراق بدهی چاپ کرده و بانک ها را مجبور می کند که اوراق را بخرند. بانک ها، این اوراق را در بازار بین بانکی عرضه کرده و دوباره به دولت برمی فروشند. در نتیجه دولت، مجبور می شود پول (بدون پشتوانه) چاپ کند.

در حال حاضر، همان اتفاق در حال رخ دادن است و مجدداً تورم را افزایشی خواهد کرد. آمار نشان می دهد که دولت در هفته آخر سال 1400، مجبور شد حجم زیادی از اوراق بدهی را از بانک ها بازخرید کند. در ادامه دولت مجبور شد پول چاپ کند و  با این کار، دوباره حجم نقدینگی بالا رفت.

دولت به شکل دیگری، این کار را انجام می دهد ولی ما نمی خواهیم چشم و ابرو را درست کنیم و نمی خواهیم فقط بَزَک کنیم. ما می خواهیم دولت، به طور اساسی مشکلات اقتصادی کشور را علاج کند و دولت، پول چاپ نکند.

واقعیت این است که تحریم، تاثیر منفی بر اقتصاد ایران دارد و تورم ایجاد می کند ولی ریشه اصلی تورم، بی انضباطی مالی دولت است. چرا که دولت، دخل و خرجش با هم نمی خواند و پول چاپ می کند.

کارهایی که دولت های مختلف ما انجام داده و می دهند، نتیجه یکسانی دارد. نقد ما، فقط متوجه دولت آقای رئیسی نیست ولی دولت آقای رئیسی، همان رویّه غلط موجود در اقتصاد ما را ادامه داده است.

رویّه غلطی که در 10 سال اخیر در اقتصاد ما حاکم شده، فروش اوراق بدهی دولت است. البته فروش اوراق بدهی، یک روش تامین مالی است و طرفداران این روش، می گویند این روش در همه جای دنیا رایج است.

ما هم قبول داریم که روش تامین مالی از طریق اوراق بدهی، در دنیا رواج دارد و همه دولت ها این کار را انجام می دهند. دولت ها برای کنترل نقدینگی و تامین طرح های تولیدی، از این روش استفاده می کنند ولی هیچ دولتی در دنیا، نمی اید اوراق بدهی بفروشد و هزینه جاری را تامین کند.

این کار وحشتناکی است که آقای مسعود نیلی و آقای طیب نیا، در اوایل دهه 90 و در دولت آقای روحانی پایه گذار آن بودند ولی این کار ادامه پیدا کرده است. در حالی که اگر اورراق بدهی منتشر می شود، منابع آن باید صرف بخش تولید و طرح های تولیدی شود.

درست است که انتشار اوراق بدهی و صرف منابع آن در طرح های تولیدی، بر کشور و اقتصاد فشار می آورد و در کوتاه مدت یک مقدار تورم ایجاد می کند، اما در بلند مدت، باعث رونق تولید و افزایش تولید خدمات و محصولات می شود. در نهایت این کار، نه تنها تورم را کاهش می دهد بلکه باعث اشتغال زایی شده و رشد اقتصادی کشور را افزایش می دهد.

 

*جنابعالی از حذف ارز 4200 تومانی دفاع کرده و می گویید این نرخ تا حد نرخ نیمایی افزایش پیدا کند. بنا به نظر شما، نرخ دلار باید حدود 24 یا 25 هزار تومان شود.

 

-با توجه به وضعیت فعلی جهان و وضعیت مواد غذایی و این که این وضع اقتصادی بر مردم فشار وارد می کند، دولت باید به صورت پله ای این کار را انجام می داد، یعنی یکباره از نرخ 4200 تومانی به حد نرخ نیمایی بالا نمی بُردند.

 

*اگر فرضاً نرخ دلار 4200 تومانی به حدود 25 هزار تومان برسد، نرخ دلار آزاد چطور می شود؟

 

-همین الان قیمت ارز، زیر ارزش ذاتی آن است. در مملکت ما و بر اساس آمار رسمی، تورم بالای 30 درصد داریم ولی ما می دانیم به طور غیر رسمی، تورم بالاتر است. وقتی که ما بر اساس آمارهای رسمی تورم 40 درصد داریم، نمی توانیم بازارها را راکد کنیم. چون اگر بازارها را راکد کنیم، فنر آنها جمع شده و با کوچک ترین مشکل، جهش می کنند. به قدری هم قیمت بالا می رود که آن افزایش قیمت، دوباره باعث تورم می شود.

 

*به چه دلیل می گویید نرخ دلار آزاد کمتر از ارزش ذاتی آن است؟

 

-الان ارزش ذاتی دلار، نزدیک 30 هزار تومان است. دولت نرخ ها را نگه داشته و بازارها را کنترل کرده است. دولت اجازه نمی دهد که بازارها، همگام با تورم رشد کنند. حاصل سرکوب بازارها، چیزی نیست به غیر از رکود تورمی و این که تقاضای سفته بازی و دلالی به سمت بازارهای کالایی برود.

برای مثال، پراید 200 میلیون تومانی، به خاطر همین طرز فکر است. چون دولت اجازه نمی دهد بازارهای مالی، همپای تورم حرکت کنند. وقتی نقدینگی زیاد است، نقدینگی به سمت کالاهای مختلف رفته و برخی افراد، کالاها را احتکار می کنند.

 

*در یک ماهه اول سال 1401 بورس 10 درصد رشد و بازدهی داشته و بیش از بازارهای دیگر رونق داشته است. در آخرین روز کاری سال 1400 شاخص بورس در حد یک میلیون و 367 هزار واحد بوده و تا الان رشد قابل توجهی داشته است. آیا دقیقاً از این مقدار رشد در بورس دفاع می کنید؟

 

-اولاً فرمول شاخص بورس ایراد دارد و کلیّت بازار، این رشد 10 درصدی را نداشته است. به خاطر این ایراد، شاخص بورس، رشدها را به درستی نشان نمی دهد. بنابراین، بنده این رشد شاخص بورس را به عنوان رشد بورس، نمی پذیرم.

در عین حال، در نظر بگیرید که ما طی دو سال، تورم بالای 40 درصد داشته ایم ولی بورس، ریزش داشته است. در نتیجه بورس، بازاری بوده که از تورم عقب است. اگر دولت آقای رئیسی تصمیم گرفته باشد که نقدینگی را به سمت بازار سرمایه ببرد، خوب است.

اصولا در بین بازارهای مختلف، تنها بازاری که رشد آن کمترین تورم را ایجاد می کند، بازار سرمایه است. چون در آنجا کالای مورد نیاز مردم نیست که معامله شود و تورم زیادی ایجاد کند.

 

*اگر فرضاً ارز 4200 تومانی به حدود 25 دلار شود، آیا نرخ دلار آزاد در حد همین 28 هزار تومانی فعلی باقی می ماند یا این که احتمالاً جهش خواهد کرد و باز رانت بزرگی  ایجاد می شود؟

 

-اصلاً این وضع، ایراد است و ما چرا باید یک سامانه نیما (نظام یکپارچه معاملات ارزی) داشته باشیم، یک ارز آزاد داشته باشیم و یک سامانه سنا داشته باشیم. همین وضع، ایجاد رانت می کند و آن فاصله بین قیمت ها، چیزی به غیر از رانت نیست.

حذف ارز 4200 تومانی، یک فشار به سامانه ارزی نیما وارد می کند و قیمت نیمایی، بالاتر می رود. این وضع ممکن است باعث شود قیمت ارز در بازار آزاد هم، بالاتر برود. اگر دولت، منابع ارزی در اختیار داشته باشد، سرکوب قیمت می کند و اجازه نمی دهد قیمت در بازار آزاد بالاتر برود.

اگر دولت، بنا به دلایلی مثل تحریم، منابع ارزی نداشته باشد آن موقع به سامانه ارزی نیما فشار خواهد آمد و در ادامه قیمت ارز در بازار آزاد، افزایش پیدا می کند.

 

*الان شما از فساد بین نرخ دلار 4200 تومانی با نرخ نیمایی و نرخ بازار آزاد انتقاد می کنید. اگر نرخ دلار 4200 تومانی حذف شود و به حد نرخ 25 هزار تومانی سامانه نیما برسد ولی نرخ دلار آزاد بالاتر برود، باز شما از وجود فساد و رانت انتقاد خواهید کرد و در اصل تضمینی وجود ندارد که رانت از بین برود.

 

-در همه جای دنیا به صادر کننده، مشوق می دهند ولی در اینجا صادر کننده را مجبور می کنند که منابع ارزی خودش را 15 تا 20 درصد زیر نرخ بازار آزاد، به وارد کننده پرداخت کند.

 

*از یک طرف هم، بانک مرکزی می گوید نرخ تورم سال 1400 در حد 46 درصد بوده ولی در شهریور سال 1400 نرخ تورم در حد 59 درصد بوده. رئیس بانک مرکزی و معاون اقتصادی آن می گویند نرخ تورم 13 درصد کاهش پیدا کرده است.

مرکز آمار هم اعلام کرده نرخ تورم در سال 1400 در حد 40 درصد بوده. در سال های 1397، 1398 و 1399، نرخ تورمی که مرکز آمار اعلام کرده حدود 6 درصد کمتر از نرخ بانک مرکزی بوده.

آیا با همان معیارهایی که بانک مرکزی و مرکز آمار دارند، الان نرخ های اعلامی 46 درصد بانک مرکزی و 40 درصد مرکز آمار، به نظر درست می آید؟

 

-من معمولاً آمار مرکز آمار را درست تر می دانم نسبت به بانک مرکزی. در زمانی که آقای همتی، رئیس بانک مرکزی شد اعلام نرخ تورم را ممنوع اعلام کرد و حالا دوباره اعلام آن را شروع کرده اند.

 

*مرکز آمار نرخ تورم مناطق شهری و روستایی را محاسبه می کند و یک میانگین کشوری هم اعلام می کند ولی بانک مرکزی فقط نرخ تورم مناطق شهری را اعلام می کند.

 

-در نیمه دوم سال 1400 نرخ تورم نقطه به نقطه کاهشی شد. دولت آقای رئیسی از زمانی که مستقر شد اوراق بدهی بیش تری چاپ کرد و اعلام کرد که کاری به پایه پولی ندارد و نقدینگی را افزایش نمی دهد.

با این حال، چون بانک ها اوراق بدهی را به بانک مرکزی برمی گردانند، در عمل دیدیم که در اواخر سال 1400 ادعای دولت پوچ بود و نرخ تورم نقطه به نقطه افزایشی شد. افزایش نرخ تورم نقطه به نقطه، اثر خودش را روی نرخ تورم سالیانه و دوازده ماهه می گذارد.

با اطلاعات موجود، نسبت به کنترل تورم موجود خوشبین نیستم. چرا که به طور همزمان چند کار توسط دولت انجام شد از جمله این که 57 درصد نرخ حقوق و دستمزد کارگران افزایش پیدا کرد.

من نمی گویم این کار، کاری درست یا غلط است ولی عواقب اقتصادی آن را می گویم که یک مقدار تورم را بالاتر خواهد بُرد. حتی آقای عبدالملکی، وزیر کار گفت که این کار، نرخ تورم را حداقل 2 تا 3 درصد افزایش می دهد.

کار دیگری که انجام شده، این است که ارز 4200 تومانی حذف شده. یک کار دیگر این است که مبنای محاسبه حقوق گمرکی از نرخ دلار 4200 تومانی تا حد نرخ نیمایی، افزایش داده شده. با توجه به این اقدامات و با توجه به رشد ادامه دار نقدینگی و ضریب فزاینده پولی بالای 8، می توان گفت که تورم، افزایشی خواهد بود.

 

*مرکز آمار ایران نرخ تورم فروردین 1401 را یک درصد کمتر از سال 1400 اعلام کرده و نرخ تورم فروردین را 39 درصد اعلام کرد. یک تعریف که درباره «اَبَرتورم» ارائه شده، این است که هر کشور نرخ تورم 100 درصدی در مدت سه سال داشته باشد دچار اَبرتورم است.

از طرفی، جنابعالی اعتقاد دارید اَبرتورم به ما نزدیک است. با این حال، آیا الان هم شما فکر می کنید که واقعاً ما در حال نزدیک شدن به نرخ تورم 100 درصدی هستیم؟

 

-تورم ماهیانه فروردین امسال 3.3 درصد بوده که یک مقدار عجیب و غریب است. این وضع، بر تورم نقطه به نقطه فشار وارد می کند و بعد هم به نرخ تورم سالیانه فشار وارد خواهد شد.

البته فرمول نرخ تورم اعلام شده و ضرایب آن، ایراد دارد. اگر ما بخواهیم نرخ تورم را حساب کنیم، خیلی بالاتر از نرخ های اعلامی و رسمی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی است.

اَبَرتورم دارای 4 فاز است که فاز اول آن، این است که بازارهای ما و مخصوصاً بازار مسکن، وارد رکود تورمی سنگین شوند. فاز دوم این است که ضریب فزاینده پولی به شدت بالا برود.

ما الان در فاز اول ابرتورم هستیم ولی برگشت از فاز اول ابر تورم امکانپذیر است. اگر نشانه های فاز دوم ابرتورم بیاید، برگشت از ابرتورم، امکانپذیر نیست. خیلی وقت است که در این زمینه، زنگ خطر به صدا درآمده.

 

*ضریب فزاینده پولی باید به چه عددی برسد که احتمال وقوع ابرتورم افزایش پیدا کند.

 

-ضریب فزاینده باید به بالای 10 درصد برسد ولی الان 8 است. خیلی به آن مرحله نزدیک هستیم و این وضع نگران کننده است.

 

*مدیریت سرمایه، مهارت لازم برای سرمایه گذاری و با هدف کسب حداکثر بازدهی و سود است. در وضعیت فعلی تصور می کنید همان سرمایه گذارانی که سرمایه هایی خُرد دارند چه استراتژی خاصی باید در پیش بگیرند که بازدهی کسب کنند یا حاقل ضرر نکنند؟

 

-متاسفانه مجبورم این توصیه کلی را داشته باشم که روی ریال سرمایه سرمایه گذاری نکنند.

 

*یعنی فرضاً به سمت خرید سهام حرکت کنند یا به سمت بازارهای دیگر بروند؟

 

-الزاماً خرید سهام را توصیه نمی کنم چون بازار سهام، یک بازار تخصصی است. تجربه دو سال گذشته هم نشان داده که اقبال مردم چندان به سمت این بازار نباشد. در مجموع، باید یک سبد از دارایی تشکیل بدهند و در بازارهای مختلف سرمایه گذاری کنند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: