به روز شده در: ۲۷ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۱
کد خبر: ۲۲۹۲۳
تاریخ انتشار: ۱۹:۰۳ - ۲۲ بهمن ۱۳۹۸ - 2020 February 11

برگزیدگان جشنواره سی و هشتم فیلم فجر عصر امروز (22 بهمن ماه) معرفی می شوند و جشنواره عملا به کار خود پایان می‌دهد، اما برای اهالی رسانه جشنواره هرسال یک روز زودتر عصر 21 بهمن همزمان با اعلام کاندیداهای جشنواره از سوی هیئت داوران،  به کار خود پایان می‌دهد.

شاید ده روز برنامه فشرده فیلم دیدن و نوشتن درباره آنها رفته رفته چنان مارا خسته می کند که بدمان نمی آید جشنواره تمام شود و زندگی برگردد به همان روال گذشته؛ اما با اینحال روز آخر جشتواره هرچه به پایان خود نزدیک می شود حال و هوای جشنواره هم دلگیرتر می شود؛ بخصوص خداحافظی از دوستانی که معمولا سالی یکبار فرصت دیدار آنها اینجا دور هم دست می دهد.

برای روز آخر جشنواره، دو فیلم طبق برنامه در نظر گرفته شده بود، یکی «سینما شهر قصه» ساخته کیوان علیمحمدی و دیگری «خورشید» ساخته مجید مجیدی. سانس های بعدی این روز هم خالی در نظر گرفته شده بود.

در روزهای آخر جشنوراه شایع شد که چند فیلم به صورت خارج از مسابقه نمایش داده خواهند شد. از همه مهمتر فیلم پرحاشیه‌ی «آشغالهای دوست داشتنی (اصل)» ساخته    که گفته می شد روز آخر جشنواره در یکی از سانس های خالی به نمایش گذاشته خواهد شد که نهایتا در همان حد همان شایعه باقی ماند و تنها فیلم «پسرکشی» ساخته محمد هادی کریمی در سانس خالی سوم روز آخر برای اهالی رسانه به نمایش در آمد.

***

«سینما شهر قصه» ساخته کیوان علیمحمدی بیشتر از آنکه فیلمی باشد در باره سینما و یا در ستایش آن، فیلمی است درباره سینما در جامعه ایرانی، در ستایش یکی از مردمی‌ترین سرگرمی‌های جامعه ایرانی از گذشته تا به امروز.  در «سینما شهر قصه» اگرچه ارجاعاتی هم به سینما به عنوان یک هنر می شود، اما مشخصا نشان می دهد که چگونه سالهای سال سینما به زندگی طیف گسترده‌ای از مردم این دیار رسوخ کرده و حتی شخصی ترین جنبه‌های زندگی آنها را نیز تحت الشعاع قرار داده است. سینمایی که در میان قشر سنتی جامعه ایرانی مخالف کم نداشته است اما با وجود همه این مخالفت ها بازهم به درونی ترین لایه های جامعه و حتی همین خانواده های سنتی نفوذ کرده است.

فیلمساز آشکارا دعوت می کند که نگاهی واقعبینانه‌تر درباره سینما باید داشت، نگاهی که این روزها تا حد زیادی اصلاح شده است و به همین خاطر هم برخی معتقدند فیلم کمی دیر ساخته شده است  اگر در دههه شصت و هفتاد جوی دوربین رفته بود، پیام اصلی آن کهنه به نظر نمی رسید.

اما به هر حال «شهر قصه» فیلم مفرحی است که تماشاگر خود را راضی از سالن سینما بیرون می فرستد، هم به دلیل مایه های طنز آمیز آن که مخاطب را به خنده می‌اندازد و هم تجدید دیدار با فیلمهایی که تماشای بخشهایی از آنها روی پرده سینما برای هر علاقمند سینمایی نوستالژیک و لذت بخش به نظر می رسد. فضا سازی موفق فیلم تنها حاصل طراحی صحنه و لباس و یا گریم خوب بازیگران نیست، استفاده از دوبله در بخشهایی از فیلم، نوع دکوپاژ و فیلمبرداری متاثر سینمای پیش از انقلاب، استفاده از بخش‌هایی از فیلمهای قدیمی متناسب با موقعیت داستانی فیلم و جالب تر از همه شمایل پدر داوود که به شدت یادآور شمایل نصرت کریمی، همگی دست به دست هم داده اند که تازه ترین ساخته کیوان علیمحمدی پر از ارجاعات درون متنی به سینمایی باشد که هنوز هم مخاطبان خود را در میان طیفی از مردم جامعه حفظ کرده است و احتمالا باعث خواهد شد «سینما شهر قصه» یکی از پرفروش های سال آینده در سینمای ایران باشد.


****

پیش از جشنواره امسال گفته می شد «خورشید»،  یکی از موفق‌ترین فیلمهای جشنواره امسال خواهد بود، بازگشت دوباره مجید مجیدی به سینمایی که از او انتظار می‌رود و روزگاری طرفداران بسیاری هم داشت. از منظر بازگشت به سینمای آشنای مجید مجیدی «خورشید» تقریبا همان فیلمی است که انتظار می رود. یعنی یک فیلم داستانگو با حال و هوای رئالیستی که نگاهی اجتماعی ‌گرایانه به معضلات و چالش های کودکان در مناسبات بی‌رحمانه دنیای آدم بزرگها دارد. آدمهای فرودست و مهاجران حاشیه نشین محلات فقیر شهر و کودکان بی سرپرستی که مجبورند سر چهار راه ها دستفروشی کنند و یا آنکه تن به خلاف های کوچک بدهند و رفته آماده شوند برای جذب شدن در دارو دسته های خلافکار در سنین بالاتر.

اما مشکلی که در این میان وجود دارد آن است که این سبک از فیلمسازی برای میانه دهه هفتاد و نهایتا اوایل دهه هشتاد جذاب و تاثیر گذار به نظر می رسید؛ و اگر برای سینمای ایران پیشرفتی قائل باشیم، نباید از اینکه دوران این نوع نگاه و این نوع فیلمسازی تمام شده تعجب کنیم.

فیلم مجیدی را تنها با همان منطقی می توان پذیرفت که فیلمهای مسعود کیمیایی ا در جهان سینمایی اش می‌توان توجیه کرد. با این تفاوت که این جهان شخصی و سینمایی مسعود کیمیایی هواداران سنتی خود را دارد و اگر نسبتی هم با زمانه خود برقرار نکند، تاثیر تعیین کننده ای  در پدیرش یا عدم پدیرش آن توسط دوستدارانش ندارد.

اما سینمای اجتماعی مجید مجیدی در دوران اوجش همه لطف خود را مدیون نسبتی بود که با زمانه خود برقرار می کرد و تاثری که به همین دلیل بر مخاطب می گذاشت. این  چیزی‌ست که در فیلم تازه مجیدی آن گونه که انتظار می‌رفت از کار درنیامده است. در «خورشید» به جز تلفن‌های همراه شخصیت‌ها (که آن هم نشانه ای ظاهری است)، نشانه جدی خاصی که بازتاب دهنده روح جامعه امروز و مناسبات آن باشد، دیده نمی‌شود. صرف نظر از دستمایه فیلم، بازی های خوب   و کارگردانی مجیدی از نقاط قوت «خورشید» است                                                                                                  

****

محمد هادی کریمی با فیلمنامه نویسی وارد سینمای ایران شد، روزگاری فیلمنامه‌هایش (که برخی نسخه امروزی شده فیلمهای قدیمی به نظر می رسیدند)، در جذب مخاطب چنان موفق بودند که تصمیم گرفت خودش پشت دوربین قرار گرفته و این فیلمنامه‌ها را به تصویر درآورد. در کسوت فیلمساز موفقیت‌هایی نسبی در گیشه داشت که به سالها قبل برمی گردند. 

 گذر سالها، تغییر و تحولهای محسوسی در سینمای ایران به همراه داشته که  سینمای موفق امروز را فیلمسازانی جوان نمایندگی می کنند که شناخت بهتری از زمانه دارند. این شناخت تنها به جامعه و خانواده و مناسبات جهان امروز محدود نمی‌شود، بلکه به خود سینما نیز برمی‌گردد. سطح توقع مخاطبان سینما بالا رفته و با قواعد دو دهه پیش نمی‌توان فیلم موفق امروز را ساخت.

به همین خاطر است که بسیاری از فیلمسازان موفق در دودهه پیش (هم در بدنه تجاری سینما و هم در طیف هنری آن)، در این سالها اگر هم حرفی برای گفتن داشته باشند، در سطح نخست سینمای ایران جای نمی گیرند.«پسرکشی» محمد هادی کریمی همانند فیلم قبلی اش «کمدی انسانی» اثری است که او تمام سلیقه و توانایی اش را خرج آن کرده است، فیلمنامه داستانگوست و پیچ و خم های قصه نیز حکایت از ساختار فکر شده آن، از منظر چفت و بست‌های داستان دارد. اما متاسفانه به دل نمی‌نشیند، چرا که نگاه فیلمساز نگاهی جامانده از زمانه است.

مخاطب امروز چنان تریلرهای دلهره آور و جذابی را دیده که تماشای فیلمی در سطح پسرکشی، هیجانی در او به وجود نمی آورد. بخصوص که فیلمساز تکلیف خود را مشخص نکرده به جای ترکیبی موفق از گونه های عاشقانه، خانوادگی، جنایی و ژانر وحشت باشد، به فیلمی سرگردان در این میانه بدل شده است.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: